قهرمان ميرزا عين السلطنه
3558
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كرده بودند حالا هم مىگويند زغال ديگر رفته . برنج نداريم ، روغن خيلى گران شده . سلف دو تومان فروختهاند ، اما من مقدارى متفاوت از دو تومان و پنج هزار الى سه تومان و دو قران خريدهام . سال ديگر عمرى باشد بايد خودم سلف بخرم نگذارم طالقانى ، ورسى بخرد . مشروطه و مستبد تفصيلى از ملا على و سليمان گفتند كه هردو باهم شهر رفته باهم آمدهاند در مجلس صحبت مىكردند . ملا على مشروطه است ، سليمان مستبد . هرچه ملا على مىگفت سليمان جدا رد مىكرد . هرچه سليمان مىگفت ملا على قويا تكذيب [ كرد ] . اهل مجلس از اين مشاجره تنگ آمده آخر الامر خواهش مىكنند ، هيچكدام از اخبار شهر نگويند . اشكال روزنامهها مثل حكايت حيدر قلى خان و شيخ ابراهيم كه به هيچوجه مطالب روزنامه را باور ندارند . من هم محض تفريح امروز روزنامههاى شكلدار را بيرون برده نشان مىدادم . امير افخم است زنجير كرده مىبرند ، حيدر قلى خان قراگوزلو است به تعصب ايلى مىگفت مگر امير افخم ( قوش دى ) « 1 » كه او را به اين شكل بگيرند همه را كه ديد گفت ( واله لاپ يالان دى ) « 2 » و من هرگز باور نمىكنم . زنها و نان زنهاى كردهاى شهر چماق دست گرفته بازار ريخته چندين دست و سر از نانواها شكسته تمام دكاكين بسته مىشود . روز ديگر نان بهتر . باز روز ديگر اجماع مىكنند سر و دست مىشكنند بازار بسته بوده . دكاكين زنجان بسيارى آتش گرفته خسارت كلى وارد شده است . عز الممالك ولخرجى مىكند - كاغذ نزهت كاغذ نزهت هم مثل حيدر قلى خان است . به من بعد از دعا سلام و تفصيلات خودشان مىنويسد : عز الممالك در مشروطه غوطه مىخورد . صد هزار تومان دويست
--> ( 1 ) - پرنده است . ( 2 ) - و اللّه به كلى دروغ است .